تبليغاتX
کاغذ پاره

کاغذ پاره

وب نوشت حمیدر ضا ( نگاه من به جامعه-فرهنگ-دنیای وب و نه سیاست!!!)

وبلاگ کاغذ پاره

آخرين نوشته ها

مرگ دوباره دلفین ها(به قول آقایان جاسوسان استکبار جهانی)
اگر همه برنامه ها 90 می بود
آدرس جدید وبلاگ کاغذ پاره
کارت دعوت حج تمتع برای جناب رییس
حقوق بشر یا حقوق تشر؟!
دانشجو بیدار است از استبداد بیزار است(16 آذر روز دانشجو)
حراج سرزمین ایران-این بار خلیج فارس!
تشیع علوی یا صفوی!( به مناسبت 3 آذر تولد دکتر شریعتی)
تصاویری از مجسمه های موزه مادام تسو
آیا احمدی نژاد ۴ سال دیگر هم رییس جمهور میشوند؟!
مذاکره با امریکا برای او نه برای ما آری!
مردم ایران پیش از اینکه مسلمان شوند ایرانی بودند!
جشن آبانگان روز ۱۰ آبان زرتشتی است نه ۱۰ آبان خورشیدی
مرگ دلفین ها را هم انداختیم گردن آمریکا!
خليج هميشه فارس تو هميشه خليج فارس باقي خواهي ماند
تشرف به حجاب!+عکس
از بین ۸۲ کشور ۸۰ شدیم!
بالاخره خاتمي سکوت را شکست!
سرباز هخامنشی بالاخره فروخته شد!
۱۰۰۰بار ارزش خواندن دارد(متن حقوق بشر کوروش)
آرشیو نوشته هاي پيشين
عدالت و آزادی اقتصادی از سایت نو اندیش

دكتر موسي غني نژاد

در افکار عمومی و به ویژه نزد روشنفکران آزادی اقتصادی ارج و قربی همانند آزادی سیاسی ندارد. آزادی اقتصادی اغلب به مثابه آزادی غارت و استثمار تلقی می شود.

روشنفکران چپ گرا تاکید می ورزند که دولت وظیفه دارد در روابط اقتصادی میان مردم. دخالت کند و اجازه ندهد که آزادی اقتصادی به بهره کشی و ظلم منتهی گردد. سیاستمداران که همیشه به طور طبیعی درصدد حداکثر کردن قدرت خود هستند از این رویکرد روشنفکرانه به عنوان ابزاری برای توجیه بسط قدرت خود سود می برند. تفکیک دو مفهوم آزادی سیاسی و اقتصادی و مقابل هم قرار دادن آنها از ابداعات ایدئولوژی های چپ گرایانه است موجب سوء تفاهم درباره درک مفهوم آزادی به طور کلی و راه های تحقق بخشیدن به آن شده است.

واقعیت این است که آزادی قابل تفکیک به وجوه متضاد و متناقض نیست بلکه کل یک پارچه و سازگاری است که در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی انسان ها شکل های گوناگونی می تواند پیدا کند. آزادی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... همگی بر یک پایه استوار است و آن حق مالکیت و انتخاب فردی انسانهاست.

هر انسانی مالک جان و مال خود است. حق بهره جستن از این مالکیت یا به سخن دیگر حق انتخاب در فعالیت های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... را آزادی می نامند. البته تردیدی نباید داشت که حق مالکیت فردی یک نهاد اجتماعی است و استقرار و تضمین آن نیازمند قواعد (قوانین) کلی یا همه شمول است......ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید
سرمقاله۲۷/۱/۱۳۸۶روزنامه کارگزاران
بنزین و مجادله دو رئیس

سیاستمداران ایرانی از یک نظر، خوشبخت ترین سیاستمداران در میان همتایان خود به حساب می آیند. خوشبختی آنها این است که برای کسب محبوبیت و به دست آوردن آرای مردم لازم نیست هزینه مادی فوق العاده ای انجام دهند. آنها می توانند هزینه های خود را از جیب مردم پرداخت کنند و به سرعت پله های ترقی در کسب قدرت را طی کرده و یا قدرت کسب شده را برای مدت ها حفظ کنند.

سیاستمداران ایرانی در سال های پس از پایان جنگ برای کسب محبوبیت از چند کالای در اختیار دولت استفاده فوق العاده ای کرده و توانسته اند به قدرت سیاسی دست یابند. یکی از این کالاها که البته در شرایط حاضر اهمیت فوق العاده ای یافته بنزین است. 7 میلیون دارنده اتومبیل در ایران به هر فرد سیاسی که وعده بنزین ارزان بدهد دست کم بدشان نمی آید و در شرایط مساوی احتمالا به چنین فردی رای می دهند. .....ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید

در گفت‌وگو با نعمت‌زاده تاكيد شد: از سایت روزنامه اعتماد ملی
مشاركت اقوام و اهل سنت در مديريت‌ها


اعتماد ملي: در سال اتحاد ملي و انسجام اسلا‌مي‌ نقش اقوام و اهل سنت در ايران نقشي مهم و تاثيرگذار است. در سالي كه مقام معظم رهبري بر اتحاد ملي تاكيد كرده‌اند، قوميت‌ها نيز از مسوولا‌ن انتظار دارند تا جهت جلوگيري از توطئه‌هاي خارجي براي بحران‌سازي به آنها توجه ويژه‌اي داشته باشند.

با علي نعمت‌زاده از برادران اهل سنت كه زماني نماينده دوره پنجم مجلس بوده و در حال حاضر عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي است به گفت‌وگو نشسته‌ايم كه او بيش از هر چيز بر فراهم ساختن بستر‌هاي مناسب براي مشاركت اقوام و اهل سنت در عرصه‌هاي مديريتي تاكيد مي‌كند.

او به انتقاد از دولت اصلا‌حات و دولت فعلي پرداخت كه چندان به نقش قوميت‌ها و اهل سنت در عرصه‌هاي تصميم‌گيري توجهي نكرده‌اند.

امسال از سوي مقام معظم رهبري به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلا‌مي ‌نامگذاري شده است. به نظر شما چه موضوعاتي باعث خدشه‌دار شدن اتحاد ملي مي‌شود؟ ‌

به اعتقاد من در سال‌هاي گذشته مساله حادي پيش نيامده بود كه موجب وارد شدن خدشه به اتحاد ملي شده باشد ولي توطئه‌هاي خارجي مساله قوميت‌ها را بزرگ كرد و همين امر باعث شد تا مقام معظم رهبري نسبت به اين وضعيت هشدار دهند. بنابراين بايد در داخل كشور كارهاي بيشتري صورت پذيرد كه بسترهاي مشاركت هرچه بيشتر قوميت‌ها و اقليت‌هاي مذهبي در عرصه‌هاي مديريتي و تصميم‌گيري فراهم شود تا ديگر دشمنان ايران اسلا‌مي ‌از اين موضوع سوءاستفاده نكنند. ‌

يعني شما معتقديد كه مشكلا‌ت قوميت‌ها به علت توطئه‌هاي دشمنان است؟

 ادامه مطلب را بخوانید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید

گفتگو با سيمين دانشورازسایت نواندیش

نيلوفرنياوراني-لادن نيکنام

به کوچه که پا مي گذاريم شايد ديگر چشم هامان نمي بيند يا نمي خواهد که مثل هميشه ببيند. با هم حرف مي زنيم. از بانوي داستان نويسي مي گوييم و از دلهره گفت وگو. به خانه که پا مي گذاريم ديگر يقين داريم که چشم هامان مثل هميشه نمي بيند. خانه از ميان خواب هاي ما، خواب هاي زري و هستي سرکشيده، شبيه کشتي نجاتي است که ما در واپسين لحظه حرکت بر آن جهيده ايم. بانوي سکان دار کشتي با اقتدار و مهرباني بر عرشه روبه روي مان ايستاده است و کمي بعد مي نشيند کنار ما. تصويرهاي جلال بر جاي جاي اين کشتي ميان باد و باران بهار در حرکت است، در کنار کتاب ها و لوح هاي تقدير. محو شده ايم در اين پس زمينه دريايي. اين صداي مرغان عشق است يا مرغ حقي که در کنار گوش هامان مي گويد از فضاي غم زده اين روزگار. خانمي که از ما پذيرايي مي کند مي گويد اين صداي سحر و سهيل جفت مرغ عشقي است که چند سالي است خريده تا سکوت اينجا شکسته شود، هر از چندي به جيغي که از عشق مي گويد. بانو نام هامان را مي پرسد. از نام يکي مان دالاني باز مي شود سمت هندوستان و سفرش به آن ديار و يادي از سهراب. از خون دادن خودش و پريچهر حکمت که دوبار به شاعر کاشان خواسته اند حيات هديه کنند. از مغز استخوان خسته يي که تاب نياورد سرانجام و رفت. حسرتي مي نشيند بر چهره بانو، ناخداي اين کشتي باشکوه، وقتي از نويسندگان مهاجر مي گويد و آنهايي که در اين ديار دلمرده اند. اما خودش بارها و بارها بر تلاش و صبر و پشتکار پاي فشرده و مي گويد بايد کار کرد. او گاه به نقطه يي دور، شايد عکس جلال، شايد آن درخت خرمالوي خيس از باران، خيره مي شود و با ذوقي کودکانه از نوشته هاي خودش مي گويد. ما هنوز چشم هامان بسته است وقتي از خانه بيرون مي زنيم. دل به سفر نبسته از سفر بازگشته ايم. از سفري در خط زمان. با لبخندي گوشه لب هامان به رازهاي مگوي سينه بانوي داستان نويس ايران فکر مي کنيم که گاه شبيه ناخدايي بود سالم بازگشته از سفرهاي بسيار، گاه شبيه مرغ حقي که در کنار سحر و سهيل از حق فريادي ساخت در گوش هامان و گاه همان سيمين دانشوري بود که پشت زري و هستي ديده بوديم اش نه يک بار که بارها خوانده ايم و مي خوانيم هر آنچه مي گويد و مي نويسد.

به نظر شما چرا و چگونه ارتباط بين نويسنده ها و روشنفکرها با مردم در دهه چهل شکل موفقي داشت؟ الان ما شاهد چنين وضعيتي نيستيم. رمز آن موفقيت در دهه چهل چه بود؟

من سووشون را در سال 48 نوشتم. براي اينکه روشنفکرها فيس و افاده نمي کردند، با مردم مي جوشيدند و آنها را راه مي دادند. ولي شاملو کسي را راه نمي داد و مي گفت وقت ندارم. من خودم شاملو را فرستادم امريکا. بعدها هم از من به خاطر اين کار ممنون شد.......ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید

 رشد نقدينگي در سال 1386 به 2/41 درصد خواهد رسيد

مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد: در ادامه روند كنوني، رشد نقدينگي در سال جاري به 2/41 درصد خواهد رسيد.


به گزارش دفتر اطلاع‌رساني مركز پژوهشها، دفتر مطالعات برنامه و بودجه اين مركز در پاسخ به درخواست كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي پيش‌بيني خود را در زمينه عملكرد بودجه و اثر آن بر اقتصاد ملي ارائه داد و تصريح كرد كه استفاده بيش از حد از درآمدهاي نفتي در سال‌هاي گذشته منجر به بي‌ثباتي در اقتصاد كشور شده است به طوري كه رشد نقدينگي كه در سال 1384 به 3/34 درصد رسيده بود در سال 1385 به 4/37 درصد و در سال 1386 به (2/41) درصد خواهد رسيد. به اعتقاد مركزپژوهشها بخشي از اين رشد نقدينگي فزاينده به دليل استفاده بيش از حد از درآمدهاي نفتي در سال‌هاي قبل است كه به تدريج اثر خود را در اقتصاد كشور بر جاي مي‌گذارد.
بر اساس اين گزارش ، افزايش حجم نقدينگي بر شاخص‌ كالاها و خدمات مصرفي بخش دولتي اثر افزايشي دارد بنابراين دولت در سال 1386 مجبور خواهد شد اعتبارات هزينه اي بيشتري را صرف كند تا سبد كالاهاي مصرفي سال 1385 خود را داشته باشد اما چون دولت در سال 86 با محدوديت منابع مواجه خواهد بود، مجبور خواهد شد از اعتبارات عمراني خود بكاهد و به عبارت ديگر ، دولت در سال 1384 و 1385 پرداختي بالايي از اعتبارات عمراني را ثبت خواهد كرد در حالي كه در سال 1386 پرداختي اعتبارات عمراني مي‌تواند حدود 60 درصد نسبت به سال 1385 كاهش يابد.
اين گزارش مي‌افزايد: عدم وجود روند ثابت در سرمايه‌گذاري دولت در اقتصاد منجر به نوسان در رشد اقتصادي مي‌شود و دوره‌هاي شديد رونق و ركود – تورمي – را به وجود مي‌آورد. بنابراين دولت خود از طرفي به علت تصميمات بودجه‌اي سال 1384 و 1385 منجر به بروز نرخ تورم بالا در سال‌هاي 1385 و 1386 مي‌شود و از طرف ديگر به علت افزايش و كاهش شديد در بودجه عمراني خود منجر به رونق و ركود در اقتصاد (به ويژه در بخش كالاهاي غيرقابل تجارت) مي‌شود كه نتيجه چنين شرايطي بروز پديده ركود تورمي مي‌باشد.
مــركز پــژوهشــها همچنيــن نرخ تــورم براي ســالــهاي 85 و 86 را به ترتيب 4/22 و 4/23 درصد و نرخ رشد اين دو سال را 5/4 و 5 درصد پيش‌بيني كرده است.

از سایت مرکز پژوهشهای مجلس


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید

۲۲۳ نکته اجرایی ساختمان (از سایت همکلاسی )

1.  براي اندازه گيري عمليات خاكي در متره و برآورد از واحد متر مكعب استفاده مي شود.

2.  آجر خطائي ، آجري است كه در اندازهاي 5×25×25 سانتيمتر در ساختمانهاي قديمي براي فرش كف حياط و غيره بكار مي رفت.

3. چنانچه لازم باشد در امتداد ديواري با ارتفاع زياد كه در حال ساختن آن هستيم بعدا ديوار ديگري ساخته شود بايد لاريز انجام دهيم.

4.  هرگاه ابتدا و انتهاي يك ديوار در طول ديوار ديگري بهم متصل شود ، به آن ديوار در تلاقي گفته مي شود.

5. در ساختمانهاي مسكوني (بدون زيرزمين)روي پي را معمولا بين 30 تا 50 سانتي متر از سطح زمين بالاتر مي سازند كه نام اين ديوار كرسي چيني است.

6.  قوس دسته سبدي داراي زيبايي خاصي بوده و در كارهاي معماري سنتي استفاده مي شود.

7. حداقل ارتفاع سرگير در پله 2 متر مي باشد.

8.  ويژگيهاي سقف چوبي :الف)قبلا عمل كلافكشي روي ديوار انجام مي گيرد ب)عمل تراز كردن سقف در كلاف گذاري انجام مي شود ج)فاصله دو تير از 50 سانتيمتر تجاوز نمي كند د)تيرها حتي الامكان هم قطر هستند.

9.  گچ بلانشه كندگير بوده ولي داراي مقاومت زياد مانند سيمان سفيد است.

10.  به سيمان سفيد رنگ معدني اكسيد كرم اضافه مي كنند تا سيمان سبز به دست آيد.

11.  سنگ جگري رنگ كه سخت ، مقاوم و داراي رگه هاي سفيد و در سنندج و خرم آباد فراوان است.

12. دستگاه كمپكتور ، دستگاهي است كه فقط سطوح را ويبره مي كند ، زير كار را آماده و سطح را زير سازي مي كند.

13.   عمل نصب صفحات فلزي (بيس پليتها) در زمان 48 ساعت بعد از بتن ريزي صورت مي گيرد.

14.   زماني كه خاك (زمين) بسيار نرم بوده و مقاومت آن كمتر از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع باشد از فونداسيون پي صفحه اي استفاده مي گردد.

15.       قطر دايره بتون خميري ، بر روي صفحه مخصوص آزمايش آب بتون ، حدود 30 تا 35 سانتيمتر مي باشد.

16.       حدود درجه حرارت ذوب شدن خاك آجر نسوز 1600 درجه مي باشد.

17.       نام آجري كه از ضخامت نصف شده باشد ، آجر نيم لايي ناميده مي شود.

18.       نام ديوارهاي جداكننده و تقسيم پارتيشن نام دارد.

19.       عمل برداشتن خاك كف اطاق و ريختن و كوبيدن سنگ شكسته بجاي آن را بلوكاژ مي گويند.

20.       زمين غير قابل تراكم هوموسي ناميده مي شود.

21.       عمق پي هاي خارجي يك ساختمان در مناطق باران خيز حداقل 50 سانتيمتر است.

22.       نام فضاي موجود بين دو رديف پله چشم ناميده مي شود.

23.       در سقف هاي چوبي حداكثر فاصله دو تير 50 سانتيمتر است.

24.        سيمان نوع اول براي ديوارها و فونداسيونهاي معمولي استفاده ميگردد.

25.       اكسيد آهن را براي تهيه سيمان قرمز رنگ ، با كلينگر سيمان سفيد آسياب مي كنند.

26.       نام ديگر لوله هاي سياه بدون درز مانسمان نام دارد.

27.       سريعترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختمان ،پلها و نظاير جوش مي باشد.

28.       حاقل درجه حرارت براي بتن ريزي 10 درجه مي باشد.

29.       ضخامت اندود سقف با ملات گچ و خاك بايد بين 1 تا 2 سانتيمتر باشد.

30.       اندود زير قيروگوني ، ماسه سيمان است.

31.       چنانچه گودبرداري از سطح زمين همسايه پائين تر باشد ، حداكثر فاصله شمعها 5/2 متر مي باشد.

32.       در پي كني هاي كم عمق در زمين هاي ماسه اي حدود زاويه شيب 30 تا 37 درصد مي باشد.

33.       براي ايجاد مقاومت مناسب در طاق ضريس حداقل خيز قوس بايد 3 سانتيمتر باشد.

34.       لوله هاي مانسمان سياه و بدون درز ، گاز رساني

35.       در بتون ريزي ديوارها و سقفها ، صفحات قالبي فلزي مناسب ترند.

36.       از اسكديپر براي خاكبرداري ، حمل ، تخليه و پخش مواد خاكي استفاده مي گردد.

37.       اتصال ستون به فونداسيون به وسيله ستكا انجام مي گيرد.

38.       براي لوله كشي فاضلاب يهتر است از لوله چدني استفاده گردد.

39.       پر كردن دو يا سه لانه از تيرآهن لانه زنبوري در محل تكيه گاهها جهت ازدياد مقاومت برشي است.

40.       بهترين و با استفاده ترين اتصالات در اسكلت فلزي از نظر استحكام و يك پارچگي اتصالات با جوش است.

41.       ارتفاع كف داربست جهت اجراي طاق ضربي تا زير تيرآهن سقف برابر است با قدبنا+پنج سانتيمتر.

42.       در ساختمانهاي مسكوني كوچك (يك يا دو طبقه) قطر داخلي لوله هاي گالوانيزه براي آب رساني بايد 2/1 اينچ باشد.

43.   وجود سولفات سديم،پتاسيم و منيزيم محلول در آب پس از تركيب با آلومينات كلسيم و سنگ آهك موجود در سيمان سبب كم شدن مقاومت بتون مي گردد.

44.       زمان نصب صفحات بيس پليت معمولا بايد 48 ساعت پس از بتون ريزي فونداسيون انجام شود.

45.       براي ساخت بادبند بهتر است از نبشي ، تسمه ، ناوداني و ميلگرد استفاده گردد.

46.        هدف از شناژبندي كلاف نمودن پي هاي بنا به يكديگر و مقاومت در برابر زلزله مي باشد.

47.       سقفهاي كاذب معمولا حدود 30 تا 50 سانتيمتر پايين تر از سقف اصلي قرار مي گيرد.

48.       قلاب انتهايي در ميلگردهاي يك پوتربتوني براي عامل پيوند بيشتر آرماتور در بتون مي باشد.

49.       حد فاصل بين كف پنجره تا كف اطاق را دست انداز پنجره ميگويند.

50.       در ساخت كفراژ ستونها ، قالب اصلي ستون بوسيله چوب چهارتراش مهار مي گردد.

بقیه نکات در ادامه مطلب.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید
با سلام خدمت دوستان گرامی مطلب زیر مقاله ای از سایت بازتاب در زمینه علاقه مندی ایرانیها به کار دولتی بخصوص در چند دهه اخیر میباشد امید است مورد قبول افتد منتظر نظرات شما هستم.

چرا ايراني‌ها شيفته سمت دولتي‌اند؟

دكتر محمود سريع‌القلم ـ استاد دانشگاه شهيد بهشتي

چرا اكثر ايراني‌ها شيفته كسب و حفظ سمت دولتي هستند؟ البته اين سؤال را نسبت به مليت‌هاي مختلفي مي‌توان مطرح كرد ولي در رابطه با ايران، جدي‌تر و پررنگ‌تر است. سه دليل ساختاري براي اين مسئله وجود دارد كه مي‌توان آن را در نظريه «پاش» خلاصه كرد: سمت دولتي، پول مي‌آورد (پ)؛ سمت دولتي، امنيت مي‌آورد (الف) و سمت دولتي، شهرت مي‌آورد (ش). هر يك از اين عوامل را توضيح مي‌دهيم:

1ـ سمت دولتي، پول و درآمد و ثروت و رانت اقتصادي مي‌آورد. اصولا، رفتار افراد را بايد در ساختارها جستجو كرد. از قديم‌الايام در ايران، نزديكي به دستگاه دولتي، امكانات فراهم مي‌آورده است. همين‌كه فردي از طرف دربار قاجار، والي ايالتي مي‌شد، از فرصت‌هاي تجاري، كشاورزي و مستغلات براي خود و خانواده و اطرافيان خود بهره‌برداري مي‌كرد، ضمن اين‌كه سهم دربار را نيز پرداخت مي‌نمود. در دوره پهلوي، اين نوع فرصت‌ها به معاملات بزرگ تجاري، تسليحاتي، انرژي و وارداتي تبديل شد و قرابت به دربار، زمينه‌هاي دسترسي به قراردادها و طرح‌هاي دولتي را تسهيل كرد. متأسفانه پس از انقلاب اسلامي،‌حاكميت انديشه‌ها و راه‌حل‌هاي چپ و سوسياليستي براي مديريت كشور، ساختارهاي قديم را تداوم بخشيد. تا زماني كه توليد ثروت نزد دولت باشد، نوآوري‌هاي شهروندان يك جامعه، بروز و ظهور نخواهد داشت. جامعه زماني رشد مي‌كند كه مستقل از حكومت براي خود فضا داشته باشد.

حكومت‌ها دو وظيفه بنيادي دارند: حفظ امنيت و نظارت بر اجراي قانون. در كشورهاي صنعتي و هم‌اكنون در مالزي، تركيه و كره جنوبي، بيش از 80 درصد توليد ناخالص ملي را شركت‌ها و افراد خصوصي با فكر، همت و ارتباطات خود ايجاد مي‌كنند. وقتي دولت مسئول معاش مردم باشد، آنان را در ساختاري قرار مي‌دهد كه خود به خود تنبل مي‌شوند و خلاقيت و نوآوري خود را از دست مي‌دهند. ايراني‌ها در جهان به ملتي بااستعداد و نوآور معروف هستند ولي عمده اين خلاقيت، خارج از ايران متبلور است زيرا كه ساختار داخلي اقتصادي ما به شدت تحت‌الشعاع عملكرد و اولويت‌هاي دولتي است. ژاپني‌ها 125 سال پيش تشخيص دادند كه اقتصاد را بايد غيردولتي كنند. چيني‌ها حدود 30 سال پيش به اين جمع‌بندي رسيدند و روس‌ها هنوز مشغول بحث كردن پيرامون مزايا و مضار خصوصي‌سازي هستند.

افرادي كه مستقل از دولت كار و درآمد و سرمايه توليد مي‌كنند، شخصيت متفاوتي نيز دارند. كسي كه با فكر خود، درآمد توليد مي‌كند، نيازي به صنعت مخرب «چاپلوسي»، «تملق» و «توجيه وضع موجود» ندارد. مهم‌ترين كار فرهنگي براي مبارزه با تملق، خصوصي‌سازي اقتصادي است. مبالغه، تعريف كردن‌هاي بيهوده از ديگران و در عين حال، انصاف در قضاوت، رفتار معقول اجتماعي و تحليل منطقي از اوضاع جاري، عموما تحت‌الشعاع معاش انسان‌هاست. ميان منابع درآمد افراد و افكار آنان، ارتباط مستقيمي وجود دارد. رشد فكر در گروي منابع درآمد غيردولتي است. با توجه به اين‌كه عموم ايرانيان يك لايه تجملاتي دارند و در پي بهترين وضعيت زندگي براي خود و فرزندان خود هستند، در محيط‌هاي كاري كه اغلب دولتي است،‌ فضاها و شرايطي را ايجاد مي‌كنند كه درآمدهاي به مراتب وسيع‌تر از فيش حقوقي خود كسب كنند. از اين رو، تملق، باندبازي، تظاهر، دروغ، توجيه سياست‌هاي موجود و غلط جلوه دادن شرايط زمان به طور طبيعي رواج پيدا مي‌كند. درآمدهاي خصوصي، انسان‌ها را متعادل بار مي‌آورد. حتي تدين و خداپرستي در گروي بسط درآمدهاي خصوصي است. بزرگ‌ترين اهتمام براي گسترش انديشه آزاد، تربيت انسان‌هاي متعادل، بسط اعتقاد به ماوراءالطبيعه و زدودن خصلت‌هاي تاريخي تملق، تظاهر و دروغ، غيردولتي كردن منابع معاش مردم ايران است.

2ـ سمت دولتي، حريم امنيتي به دنبال مي‌آورد. افرادي كه سمت دولتي دارند، از فضاي ذهني و عيني امن‌تري برخوردارند و بسياري از فعاليت‌هاي خود ـ منطقي يا غيرمنطقي، مشروع يا نامشروع ـ را مي‌توانند توجيه كرده و پيش ببرند. دولتي بودن، ارتباطات گسترده‌اي را فراهم مي‌آورد و افراد در فضاهايي كار كرده و تنفس مي‌كنند كه پشتيبان دارند. ارتباطات دولتي، افراد را مصونيت مي‌بخشد. افرادي كه سمت دولتي دارند، سعي مي‌كنند در همه نهادها و سازمان‌ها، آشنا داشته باشند و اگر لازم بود، سهم آنها را تأمين كنند تا بتوانند به فعاليت‌هاي خود ادامه دهند. شهرونداني كه عاري از اين ارتباطات هستند، هرچند بر روي كاغذ قانون، حقوق دارند ولي در عمل، فاقد پشتيبان بوده و احساس ناامني مي‌كنند.

عنصر امنيت در سمت دولتي عمدتا به درآمدهاي نامشروع مربوط مي‌شود. فساد مالي در دولت‌ها از كجا ناشي مي‌شود؟ از آنجا كه افرادي براي تأمين امنيت خود در فضاهاي دولتي به دنبال تشكيل شبكه‌هاي دولتي و ارتباطي هستند. هرجا كه پول باشد، استعداد فساد هم وجود دارد. پول و ثروت نزد بخش خصوصي به مراتب سالم‌تر از پول و ثروت نزد بخش دولتي است. بي‌دليل نيست كه كشورهاي اسكانديناوي براي سال‌ها سالم‌ترين نظام دولتي را دارند. زيرا دولت در چند هزار نفر كارمند خلاصه مي‌شود و بقيه افراد جامعه زندگي خود را با شركت‌ها و توليد درآمد از طريق كار خصوصي تعريف مي‌كنند. وقتي شهروندان نروژي، فنلاندي و سوئدي به دولت مي‌انديشند‌، آن را نهادي براي تأمين نظم و امنيت عمومي و اجراي قانون و تنظيم روابط با جهان تلقي مي‌كنند. افراد به گونه‌اي تربيت شده‌اند و منظومه انتظارات آنها با روشي سامان يافته است كه در پي «فضاهاي غيردولتي» براي تأمين نيازهاي زندگي خود باشند. از اين رو، لزومي ندارد كه ارتباطات دولتي ايجاد كنند، در نهادهاي دولتي آشنا داشته باشند و فراتر از قانون و قوه قضائيه، در پي منابع ديگر تحقق امنيت فردي و خانوادگي باشند.

بي‌دليل نيست كه از سال 1860 تاكنون، بيش از 90 درصد خلاقيت‌هاي صنعتي و نوآوري‌هاي فناوري را افراد و شركت‌هاي خصوصي ايجاد كرده‌اند. «بيل گيتس» با فكر و اهتمام خود شركت عظيم «مايكروسافت» را بنا كرد. اگر كنگره آمريكا در دهه 1970 و زمان ورود كامپيوتر به نسل‌هاي جديد، بودجه‌اي را براي بسط فناوري اختصاص داده بود و چند شركت دولتي را مسئول اين كار كرده بود، بشريت هنوز در نسل دوم كامپيوتر متوقف مانده بود. براي سامان دادن به نظام‌هاي اجتماعي رو به رشد، هيچ نيروي ديگري جز كار خصوصي تاكنون كشف نشده است. به درجه‌اي كه دولت سايه خود را بر زندگي اقتصادي مردم گسترش مي‌دهد خود به خود ساختارهاي فساد مالي را نيز بسط مي‌دهد. انسان‌ها بايد از طريق قانون و حسن اجراي قانون احساس امنيت كنند و نه ارتباطات و داشتن آشنا در راهروهاي قدرت. در فضاهاي دولتي براي آن‌كه كاري انجام پذيرد، رضايت افراد و تأمين منافع آنها ملاك است اما در محيط‌هاي بخش خصوصي، پيشبرد كار اهميت دارد و جايگاه افراد به ميزاني كه كار و طرحي را تحقق بخشند، سنجيده مي‌شود.

3ـ سمت دولتي، شهرت مي‌آورد. در جوامعي كه دولت معاش مردم را تأمين مي‌كند، اعتبار افراد رابطه مستقيمي با ارتباط آنان با دولت دارد. صنعت دولتي، دانشگاه دولتي، علم دولتي، درمان دولتي، تحقيق دولتي، حمل‌ونقل دولتي و رسانه‌هاي دولتي، فرصتي به شهروندان نمي‌دهد كه موضوع و خواسته‌اي را خارج از دستگاه دولتي تعريف كنند. «ماهاتير محمد» در اقدامي شجاعانه و با برنامه‌اي تدريجي، آب و برق و گاز و تلفن در مالزي را غيردولتي كرد و به شركت‌هاي خصوصي گفت: شما در قبال مردم، مسئول هستيد. در مقابل، مردم كارآمدي را از شركت‌ها مي‌خواهند و نه دولت. دولت در نهايت ناظر بر اقدامات بخش خصوصي است.

اصولا نويسنده، مبتكر، مخترع، بانكدار، استاد دانشگاه، كارگردان و مديري كه اعتبار خود را از دولت گرفته باشد،‌ارزش مصنوعي دارد. دليل بسيار مهمي براي اين ادعا وجود دارد. اعتبار افراد و نهادها در فضاهاي رقابتي مشخص مي‌شود. در نهاد دولت، رقابتي در كار نيست. يكي از دلايل ركود دانشگاه‌ها در ايران، فقدان رقابت ميان اساتيد است. در دانشگاه‌هاي معتبر جهان، ارزش يك دانشگاهي به مقدار توليد و پژوهشي است كه در رشته خود انجام داده كه مورد تأييد همكاران او قرار گرفته است و نه بر اساس سنوات تدريس و مدرك دكتري. در اين نوع دانشگاه‌هاي معتبر، حتي دو استاد از يك سطح حقوق و مزايا برخوردار نيستند و فيش حقوقي هر يك بر اساس خلاقيت پژوهشي اوست. ارزش يك كارگردان در اين نيست كه دولت تشخيص بدهد و به او جايزه بدهد بلكه در فضاهاي به شدت رقابتي ميان كارگردانان داخلي و خارجي است. ممكن است دولت به بهترين كارمند خود جايزه‌اي اختصاص دهد ولي نمي‌تواند بهترين كتاب سال را تعيين كند و يا چهره‌هاي ماندگار را تشخيص دهد. بهترين كشاورز را صنف كشاورزان انتخاب مي‌كنند و نه وزارت كشاورزي. كارآمدترين صنعت‌گر را صنف صنعت‌گران به جامعه معرفي مي‌كنند و نه وزارت صنايع. افرادي كه در نهادهاي دولتي هستند، نمي‌توانند سطح تخصص شهروندان را با اعطاي جوايز دولتي تشخيص دهند. شهرت و اعتبار براي آن‌كه واقعي باشد، بايد با معيارها و انتخاب‌كنندگان غيردولتي مورد سنجش قرار گيرد.

وقتي كه دولت مسئول تقسيم شهرت و اعتبار باشد، معناي تخصص از بين مي‌رود. افراد از اين طريق مي‌توانند در راهروهاي دولت در پي كسب ارتباطات باشند تا سهمي از اعتبار و شهرت را به دست آورند. يكي از بزرگ‌ترين مشكلات جمهوري اسلامي، ورود انبوهي از مهندسين و پزشكان در صحنه تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي و سياسي است. هرچند اين افراد در رشته‌هاي خود محترم هستند ولي به دليل ناآشنا بودن با متون بسيار پيچيده علوم انساني كه جهان با آن مديريت مي‌شود، تصميم‌گيري‌هاي نسنجيده، اقدامات بدون پروسه و سخنان بدون پشتوانه مطالعاتي و تجربي، نتيجه عملكرد اين مهندسين و پزشكان بوده است.

«فرانسوا ميتران» پس از 29 سال عضويت در حزب سوسياليست فرانسه و طي مراحل مختلف سياسي و اجتماعي به رياست‌جمهوري رسيد. او حقوقداني بود كه پس از 30 سال آشنايي با پيچيدگي‌هاي داخلي و بين‌المللي فرانسه، به چنين سمتي دست يافت. لازم نيست به ميتران تبريك بگوييم. بايد به آن سيستمي تبريك بگوييم كه ساختاري را فراهم كرده است تا ميتران‌ها در آن رئيس‌جمهور شوند.
هنگامي كه شهرت يافتن، دولتي شود، افراد سعي مي‌كنند در حاشيه دولت بمانند تا به طور طبيعي غريزه‌هاي آنان ارضا شود. امروزه از «جان ميجر» نخست‌وزير سابق انگليس و يا از «كلينتون» رئيس‌جمهور سابق آمريكا خبري نيست چون آنها فقط در يك دوره‌اي محدود، فرصت داشتند تمام استعداد و خلاقيت خود را در صحنه سياست و مديريت و كشورداري به نمايش بگذارند. در ايران، افراد براي دهه‌ها در انتظار قدرت مي‌نشينند زيرا فراتر از قدرت و سمت سياسي، شهرت و كار ديگر، از اعتبار چنداني برخوردار نيست. نوشتن كتاب و خاطرات، كار خيريه، راه‌اندازي مؤسسات خصوصي و تحقيقاتي، رسيدگي به ايتام، تدريس، علاقه به هنر، تئاتر، موسيقي، گالري عكس و نقاشي چندان چنگي به دل نمي‌زند. در نهاد دولت است كه افراد سخنان خود را مطرح مي‌كنند و در رسانه‌هاي بصري و غيربصري، انعكاس پيدا مي‌كنند اما گر رسانه‌هاي غيردولتي با دولتي رقابت كنند، آنگاه مي‌توان اهميت سخن و فكر و كالا را مشخص كرد.
روانشناسان مي‌گويند، چون شخصيت ايراني در كودكي و نوجواني سركوب مي‌شود، در سنين بالاتر نياز شديدي به نمايش و جلب رضايت و تأييد ديگران پيدا مي‌كند. صحنه دولتي و سياسي، بهترين فضايي است كه افراد نيازهاي غريزي و رواني خود را تأمين كنند. بنابراين، شهرت و اعتبار به درجه‌اي كه برخاسته از نهادهاي دولتي باشد، مصنوعي و آميخته به منافع و وفاداري به دولت است و به درجه‌اي كه نتيجه رقابت در فضاهاي غيردولتي و ارزيابي افراد غيردولتي باشد، واقعي‌تر خواهد بود. اگر جوايز اسكار و بهترين خبرنگار و برجسته‌ترين نويسنده در آمريكا را به عهده كاخ سفيد بگذارند، معلوم نيست چگونه افرادي انتخاب شوند. خصوصي‌سازي و اعتبار بخشيدن به جامعه، نه تنها در توليد ثروت و كار اقتصادي، بلكه در توليد انديشه و هنر نيز مي‌باشد.

جمع‌بندي
نظريه «پاش» برخاسته از تجربه بشري است. تاريخ، معرف اين واقعيت است كه بزرگ شدن دولت به ضرر مردم يك جامعه و رشد آنهاست. ايراني‌ها نه تنها استعداد رشد دارند، بلكه ظرفيت الگوسازي را نيز دارا هستند. هم‌اكنون تجربه بشري اين است كه تنها با ايجاد ساختارهاي مناسب، مي‌توان شهروندان را به سوي خلاقيت و رشد هدايت كرد. ساختارهاي عقلايي، انسان‌هاي عقلايي به وجود مي‌آورند. اگر ايراني‌ها به سمت دولتي علاقه‌مند شده‌اند، ناشي از ذات آنها نيست، بلكه به دليل وجود ساختارهاي مخالف با رشد است. از «دنگ شائوپينگ» پدر چين نوين پرسيدند: «شما زماني سوسياليسم را ترويج مي‌كرديد، چگونه اكنون به بخش خصوصي روي آورده‌ايد؟» او پاسخ داد: «ما در پي سعادت مردم چين بوديم. الان به اين نتيجه رسيده‌ايم راه سعادت از طريق خصوصي‌سازي است و مردم، خود بايد ثروت توليد كنند».

به لحاظ فلسفي و اخلاقي، مزيت مهم تفكيك ثروت‌يابي از دولت اين است كه فكر، هنر و رسانه از دولت و فضاهاي آميخته به منافع و خواسته‌هاي فردي رهايي مي‌يابد. ثروت‌يابي مردم، ساختاري را ايجاد مي‌كند كه دولت صرفا وظيفه خود را نظارت بر قانون تعريف ‌كند. اگر امور و سرنوشت يك ملت نزد دولت باشد، يكسان‌سازي فكري و استنباط ايجاد مي‌شود. به هر ميزاني كه جامعه نقش پيدا كند، رنگين‌كمان تفكر و استنباط و به تبع آن، رسانه و توليد ثروت و معاش ايجاد مي‌گردد. زماني ايران، ژاپن خاورميانه مي‌شود و يا طي بيست سال آينده، طبق خواسته سند چشم‌انداز، قدرت اول منطقه مي‌شود كه جامعه ايراني رشد كند، نه آن‌كه دولت روز به روز حجيم‌تر شود. ايراني براي آن‌كه زندگي مطلوبي داشته باشد، در شرايط فعلي ناچار است خود را در فضاهاي دولتي تعريف كند. اگر بخواهيم از تجربيات ديگر ملل و به خصوص ملل آسيايي، درسي آموخته باشيم، آينده رشد ايران و ايراني در كانون غيردولتي كردن اقتصاد كشور است. در غير اين صورت، نظريه «پاش» ادامه پيدا خواهد كرد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید

برج دبی(نقل از وبلاگ هفت سپهر)

 

برج دبی" پس از ساخته شدن، برج "سی ان" تورونتو (CN Tower) با ارتفاع 553 متر و برج های در حال احداث در نیویورک و شانگهای را از نظر ارتفاع پشت سر خواهد گذاشت.
ارتفاع دقیق برج نیز تاکنون پنهان نگاه داشته شده است تا هم رقبای احتمالی عنوان بلندترین برج دنیا را سردرگم کند و هم احتمال بلندتر ساختن برج با کمک پیشرفت فناوری تا زمان پایان کار یعنی سال 2008 را از دست ندهد.البته معماران این پروژه انتظار دارند ساختمان را تا 800 متر بالا ببرند.



به گفته "نعمان عطا الله"،مدیر فروش شرکت املاک عمار، "برج دبی" پس از ساخته شدن، برج "سی ان" تورونتو (CN Tower) با ارتفاع 553 متر و برج های در حال احداث در نیویورک و شانگهای را از نظر ارتفاع پشت سر خواهد گذاشت



هم اکنون پی ریزی برج به پایان رسیده و برای ساخت آن 4 هزار کارگر و 1000 جرثقیل به کار گرفته شده اند."برج دبی"شامل یک هتل، آپارتمان های مسکونی و واحد های تجاری است و حداقل 700 متر ارتفاع خواهد داشت.هزار آپارتمان لوکس نیز برای استفاده ساکنان پیش بینی شده است.

ارتفاع دقیق برج نیز تاکنون پنهان نگاه داشته شده است تا هم رقبای احتمالی عنوان بلندترین برج دنیا را سردرگم کند و هم احتمال بلندتر ساختن برج با کمک پیشرفت فناوری تا زمان پایان کار یعنی سال 2008 را از دست ندهد.البته معماران این پروژه انتظار دارند ساختمان را تا 800 متر بالا ببرند.

به گفته مسوولان پروژه ، هزینه ساخت برج حداقل یک میلیارد دلار خواهد بود و این تنها بخش کوچکی از هزینه های پروژه منطقه " برج دبی" است که شامل مرکز خرید،دریاچه های مصنوعی و برج های کوچک تر است.

"عمار" که به تازگی به بالاترین حد سوددهی خود تا کنون رسیده است، یکی از چند شرکتی است که دوران رونق ساخت و ساز در دبی را هدایت می کنند. خود دبی که یکی از شیخ نشین های کشور امارات متحده عربی است، یک سوم سهام "عمار" را در اختیار دارد.

طبقات بالای برج در شدیدترین حالت ممکن ، می توانند تا 1.8 متر به طرفین جابجا شوند.اما به گفته "عطا الله" ساکنان در صورتی که از پنجره به بیرون نگاه نکنند، حتی متوجه این حرکت هم نخواهند شد.وی می گوید: "احتمال فرو ریختن و یا افتادن هیچ چیز وجود ندارد.این موضوع کاملا منتفی است."

"برج دبی" توسط "آدریان اسمیت"Adrian smith)) از شرکت "اسکیدمور ،اویینگز و مریل" (Skidmore Owings and Merrill - SOM) از شیکاگو آمریکا با بهره گیری از الگو های نقوش هندسی معماری اسلامی طراحی شده و بر روی پایه ای فرار دارد که شبیه یک گل صحرایی با شش گلبرگ است،نقشه هایی که تابحال از برج ارائه شده است،نشان دهنده سازه ای تکی است که از برجهای به هم پیوسته لوله ای شکل تشکیل شده است.

برای محافظت از برج در برابر دمای بسیار بالای هوای دبی در ماه های تابستان، از یک پوشش خارجی با کارایی بسیار بالا استفاده خواهد شد.مصالح اولیه در نظر گرفته شده برای ساخت عبارتند از شیشه بازتابنده،آلومینیوم ،پانل های فولاد ضد زنگ و پره های لوله ای عمودی از جنس فولاد ضد زنگ که ارتفاع و پهنای کم برج را برجسته تر جلوه می دهد.

به گفته "گرگ سانگ" (Greg Sang) مدیر ارشد کارگاه برای ساخت برج از روش هایی استفاده شده است که امتحان شده و در عمل کارایی خود را نشان داده اند.اما به دلیل ارتفاع زیاد مهندسان مجبور شدند تا مرز نا شناخته پیش روند.

وی می گوید: " ما بتون را تا ارتفاعی پمپاژکردیم که یک رکورد محسوب می شود.رسیدن بتن تا طبقات بالا 30 دقیقه طول می کشد.بنابراین مجبور بودیم ترکیب آن را به گونه ای تغییر دهیم که در این مدت سیال باقی بماند.از طرف دیگر برای پمپاژ بتن تا این ارتفاع به پمپ های بسیار قوی احتیاج داشتیم."

" عمار"  پیش از این اعلام کرده بود که شرکت "سامسونگ" (Samsung Corporation) از کره جنوبی در مناقصه جهانی برج برنده شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت   توسط حمیدرضا   | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Blogroll Me! من را لینک کن لینک خود را اضافه کنید
با سلام خدمت دوستان گرامی و تبریک ایام ولادت پیامبر اکرم(ص) منادی رحمت و رافت .مطلبی که در زیر می اید شاید قدیمی باشد ولی چون بی ربط به این ایام نیست آوردم.شاید سخنان پاپ در باره اسلام  را به یاد داشته باشیدو مسایلی که بعد از آن بوجود آمد.در اینترنت مطلبی در باره پاسخ دکتر سروش به پاپ پیدا کردم که برایم جالب بودکه برا ی شما آنرا می آورم اما قبلا برای آشنایی بعضی از دوستان با ایشان به مقاله ای که در سالروز شصت سالگی دکتر سروش به قلم محمد قوچانی در سایت ایشان آمده است به تاریخ۲۷ آذر ۱۳۸۴نقل می کنم و سپس در پی آن پاسخ دکتر سروش به سخنان پاپ می اید.امید است که مقبول افتد .

يادداشتى براى شصتمين زادروز سروش
 
محمد قوچانى

 

 باده ناخورده

ديروز دكتر عبدالكريم سروش نامورترين اصلاح طلب دينى معاصر در ايران از مرز شصت سالگى عبور كرد و قدم به دهه هفتاد زندگى خويش گذاشت.
زادروز سروش از آن رو اهميت دارد كه او بسيار زودتر از همتايان فكرى خود فرجام انديشه اش را به تماشا نشست. پيش از سروش سلف صالحش؛ دكتر على شريعتى چنان زندگى را در دور تند سپرى كرد كه حتى صورت مكتوب سخنورى ها يا نسخه چاپ شده رساله هايش را نديد و چنان به سرعت فكر مى كرد و سخن مى گفت و متن مى نوشت كه به هنگام بارش سنگ هاى تنقيد و تكفير چاره اى نمى يافت جز آنكه براى آثار خود وصى تعيين كند و كارى كه شريعتى در عمر كوتاهش نتوانست به انجام و فرجام رساند بر دوش ديگران گذارد. امرى كه از آغاز محال به نظر مى رسيد و هنوز شريعتى براساس آثارى نقد مى شود كه در عصر «شدن» نوشته بود. عصرى كه از جوانى فاصله نداشت و هنوز به كمال نرسيده بود.سروش اما ظاهراً اين بخت را به لطف خدا يافته است كه خود وصى خويش باشد. گرچه او نيز در «جوانى» انديشيدن را آغاز كرده و دولت «جوان» جمهورى اسلامى در فقدان متفكرانى چون مطهرى و شريعتى رو به سوى او داشته، اما گذر عمر سبب شده سروش اكنون در اوج پختگى بتواند بهترين داور آثار خود باشد. سروش دست كم در سه دهه گذشته (نيمى از عمر خويش) لحظه اى از تفكر دست نكشيده است: در عصر چپ روى ها و الحادپرورى ها او منتقد ماركسيسم بود و از جمع دين و دولت دفاع مى كرد. سروش در اين زمان از سوى جمهورى تازه تاسيس اسلامى قدر مى ديد و صدر مى نشست و در راديو و تلويزيون و دانشگاه و حوزه و روزنامه و مدرسه مورد احترام بود. بنيان كتاب هاى درسى آموزش دينى در دبيرستان هاى ايران برمبناى آراى او در رد «ايدئولوژى شيطانى» ماركسيستى نوشته مى شد و بهترين جوانان انقلاب اسلامى در مكتب او پرورش مى يافتند. در دوره راست روى ها و محافظه كارى ها سروش مفسر ليبراليسم شد و از جمع دين و دموكراسى دفاع كرد. گرچه حاكميت وقت جمهورى اسلامى در اين زمان از او فاصله گرفته بود و نه در راديو و تلويزيون و حوزه و مدرسه كه حتى در دانشگاه هم حضور سروش را برنمى تافتند؛ اما سروش همچنان مورد توجه نسلى از فرزندان انقلاب بود كه در مكتب او درس آموخته بودند و از مديران (اصلاح طلب) نظام شده بودند. هر دو نسل اصلاح طلبان اقتصادى و اصلاح طلبان سياسى نظام جمهورى اسلامى متاثر از سروش بودند كه «جامعه باز» را در گوش آنان خوانده بود و از قبض و بسط تئوريك شريعت و حكومت دموكراتيك دينى و ترجيح مديريت علمى بر مديريت سنتى سخن گفته بود. در اين هر دو عصر دكتر سروش آموزگار گفتمان غالب بوده است: نقد ماركسيسم در دهه ۶۰ و تفسير ليبراليسم در دهه ،۷۰ چه آن زمان كه همه حاكميت اين گفتمان را مى پذيرفتند و چه آن زمان كه بخش عمده اى از حاكميت پيرو گفتمانى ديگر بودند. اما سروش اين بخت بلند را داشته كه صدايش شنيده شود بلكه حرف هايش آزموده شود و «عقيده» او به گفته خودش «در آزمون» افتد. آزمون اخير البته براى سروش آزمون بزرگى است. نوانديشى دينى و دين عصرى، دموكراسى دينى و دين شخصى و در يك كلام روشنفكرى دينى مهمترين محورهاى انديشه سروش در سى سال گذشته و به طور مشخص در پانزده سال گذشته بوده است. اكنون همين محورها در معرض تهديد نظرى و عملى قرار دارد. تهديد عملى آراى سروش از بستر ناكارآمدى تكنوكراسى ناتوان عصر هاشمى و دموكراسى ناتمام عصر خاتمى برمى خيزد و به نظريه پردازى هاى ارباب دولت جديد منتهى مى شود. دولتى كه در بستر همان انديشه اى شكل گرفته كه مهمترين مخالف سروش يعنى مصباح يزدى نظريه پرداز آن است. اگر محور انديشه سروش «آزادى» بود و در هر يك از دولت هاى گذشته نوعى از آزادى (سياسى يا اقتصادى) مورد توجه بود در دوره جديد«عدالت» جايگزين آزادى مى شود، ارزشى كه اتفاقاً توجه به آن در آراى سروش كمياب نيست اما عمدتاً از آن غفلت شده است. تهديد نظرى اما از جانب ديگرانى است كه در عدالت خواهى با مخالفان سروش و اصلاح طلبان تنها اشتراكى لفظى دارند و در عصر پايان ماركسيسم (به خصوص استالينيسم) يادآور چپ روى هاى فكرى و عقيدتى هستند. رشد شگفت انگيز عقايد ماركسيستى به خصوص در دانشگاه ها ازجمله علائم بازگشت بحران در ساحت اصلاح طلبى دينى است كه گويا پس از ناكامى سياسى سيدمحمد خاتمى بايد ناكامى ديگرى را (اين بار در عرصه نظرى) تجربه كند. رشد گرايش هاى غيردينى بلكه ضددينى در دانشگاه ها البته تنها در صورت هاى ماركسيستى خلاصه نمى شود بلكه برخى از فرط ليبراليسم (ليبراليسم راديكال) به لاادرى گرى و نفى انديشه دينى افتاده اند. و اين بدون شك محصول پرسش هاى بى پاسخى است كه در دهه ۷۰ متولد شده اند. نتيجه آنكه سروش گرچه همچون شريعتى در ديدن فرجام انديشه هاى خود ناكام نمانده اما در ديدن بدفرجامى برخى انديشه هايش همانند بازرگان شده است. مرحوم مهندس بازرگان نيز در عمر خود هر سه نسل روشنفكرى دينى را ديد: افرادى كه در انجمن هاى اسلامى دانشجويان دهه ۴۰ در اثر دم گرم او مسلمان مى شدند و افرادى كه در گروه هاى چريكى دهه ۵۰ در اثر سكوت مرحوم مهندس بازرگان به چپ مى چرخيدند و افرادى كه در گروه هاى حزب اللهى دهه ۶۰ بر پدر معنوى خود طعنه مى زدند. بازرگان اما چندان زنده ماند كه خود كارنامه اش را بنويسد و در آخرين سخنرانى اش: «خدا و آخرت تنها هدف بعثت انبيا» سرفصل جديدى را در تاريخ روشنفكرى دينى گشود كه حتى پس از مرگ او بسته نشد. اكنون دكتر سروش در فرصتى فراخ تر و با خيالى آسوده تر مى تواند فصل هاى نهايى كتاب انديشه اش را بنويسد. عمرش دراز باد اما سخنان امروز دكتر سروش (از جمله آنچه در باب تشيع مى گويد) پاسخ نيستند، پرسش هايى جديدند كه جز بر حيرانى نسلى كه هنوز درباره نسبت دين و دنيا سرگردان است نمى افزايد. سروش پيام آور «شك» بود. شكى كه بنيان آزادانديشى و دشمن تاريك انديشى است. اما شك علاوه بر «تفكر» پريشان حالى هم مى آفريند. پريشان حالى نسل جوان ما از همان شك هايى است كه سروش در آن افكنده است و اينكه او كه همه عمر متاله اى مومن بوده «بايد» ما را در ايمان خود شريك سازد. رهزنان انديشه هنوز همان كسانى هستند كه در سى سال انديشه ورزى مدام سروش او با آنان جنگيده است. گروهى كه ايمان را نشانه رفته اند و گروهى كه آزادى را. و متاسفانه هر روز گزاره هايى از درون خود ما مى يابند كه اين دو را انكار كنند هم ايمان دارى و هم آزاديخواهى ما را. كار سروش پايان نيافته است حتى اگر كار روشنفكرى دينى تمام شده باشد چرا كه كار اصلاح طلبى دينى پايان نيافته است حتى اگر اصلاح طلبى سياسى ناكام مانده باشد:
گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاك است


 

پاسخ عبدالکریم سروش به سخنان پاپ

 

 



دكتر عبدالكريم سروش از رهبران جريان روشنفكري ديني اگرچه كمتر در ايران سخن مي‌گويد اما سفرهاي تابستاني وي به مشهد تعطيل‌شدني نيست.

هفته گذشته نيز اين استاد الهيات، فلسفه و ادبيات در فقدان سالن‌هاي رسمي همايش، در منزل يكي از چهره‌هاي برجسته اصلاح‌طلب ساعتي با علاقه‌مندان به گفت‌وگو پرداخت و داعيه پاپ بنديك شانزدهم را با پاسخي غيرسياسي و مبتني بر منطق گفت‌وگو در ساحت دينداري داد.


به گزارش راديو زمانه سروش در ابتداي سخنان خود از اينكه پاپ ژان پل دوم كه از هواداران پلوراليسم ديني، تساهل مذهبي و گفت‌وگوي ميان ديني بود، جاي خود را به كسي داد كه تعصب و اعتقاد به عدم وجود قرائت‌هاي مختلف از دين در كلامش جاري است، ابراز تأسف كرد و گفت: «پيش از اينها پاپ بنديكت شانزدهم گفته بود كه چون كلام قرآن عين كلام خدا است، مسلمانان را راهي براي تفسيرهاي مختلف از آن متن نيست اما چون ما انجيل را كلامي بشري مي‌دانيم، پس مي‌توانيم قرائت‌هاي مختلفي از متن مقدس داشته باشيم.»


سروش پاسخ داد: «در ساحت كلام، چه الهي و چه بشري، وقتي كه باب تفسير گشوده مي‌شود، تنوع در تفسيرها و قرائت‌ها ممكن مي‌شود و در تاريخ اسلام نيز اين تفاوت در قرائت ها را بسيار ديده‌ايم و همچنان نيز مي‌بينيم.»


اما دفاع از تكثرگرايي ديني سخن اصلي سروش در اين سخنراني نبود و اين روشنفكر مذهبي به جمله‌اي از پاپ در سخنراني اخيرش پيرامون «وحي و عقل» پرداخت كه كم‌تر در رسانه‌هاي رسمي مورد تأكيد قرار گرفته بود؛ پاپ گفته بود كه «خداي اسلام، خدايي عقلايي نيست. او را نمي‌توان به محاكمه كشيد، با او محاجه كرد و از او دليل خواست. خداي اسلام وراي همه چيز مي‌نشيند و در مقام پرسشگري قرار نمي‌گيرد. برخلاف خداي مسيحيت كه مي‌توان با او به گفت‌وگو پرداخت، از وي دليل خواست و ...»


سروش به اين داعيه رهبر كاتوليك‌هاي جهان پاسخي مبسوط داد و به بهانه اين پاسخ، دوباره شرحي بر اختلافات معتزله و اشاعره در تاريخ اسلام ارائه كرد. وي به آياتي از سوره هود اشاره كرد كه آنجا ابراهيم (ع) با خدا به مجادله مي‌پردازد و نيز مناظره زكريا (اشاره به آيات ابتدايي سوره مريم) با خداوند را نيز به شهادت گرفت تا تأكيد كند: «خداي اسلام، خدايي قرار گرفته در دوردست ها نيست، بسي نزديك به آدميان است و اگر نتوان به نزديك‌ترين حقيقت‌ها گلايه كرد، پس به چه كسي مي‌توان نقد و گلايه داشت؟»


اما سروش در اين بين، نقدي جدي بر تفكرات اشعري گرايانه نيز ارائه داد و گفت: «از قرن دوم هجري، مكتبي در ميان مسلمين رواج يافت كه تأييد كننده اظهارات پاپ بود. مكتب اشاعره خدا را قدرتي مطلقه مي‌دانست كه فوق عليت، عقل، قانون، اخلاق و ... بود. اشاعره حتي خدا را عادل نيز نمي‌دانستند چرا كه مي‌گفتند قيد عدالت، محدوديتي براي خداوند است، آنها به جاي عدالت، كرم را نشانده بودند حال آنكه خداي غيرعادل اما كريم كه نقض عهد نيز بر وي مباح است و هر كار بخواهد انجام مي دهد، خدايي برآمده از آيات قرآني نيست، معامله عدالت با كرم، زهر تلخ اين قصه در تاريخ اسلام است.»


سروش افزود: « اما معتزلي‌ها مي گفتند كه خداوند فاعل اخلاقي است و برتر از سؤال نيست. قرآن هم مي گويد كه پيامبران فرستاده شدند تا مردم حجتي بر من نداشته باشند. اين آيه نشان مي‌دهد كه آدميان حقوقي نسبت به خدا دارند كه اين حق را مي‌توان مطالبه كرد.»


وي در اين بين يادآور شد: « براساس اين آيه مي‌توان يك حقوق بشر اسلامي را سامان داد.»


اين چهره برجسته جريان روشنفكري ديني سپس با اشاره به اينكه اكنون در كشورهاي عربي، جريان احياگري اسلامي كه همان هواداري از فرهنگ اعتزالي است در حال قدرت گرفتن است، تأكيد كرد: « خداي مسؤول را كه برآمده از آيات قرآني است به جاي خداي قهار فوق همه چيز نشاندن، ضرورتي در روزگار ما است.»


وي در پايان اظهارات خود نيز تأكيد كرد: «معرفت بر عبادت ترجيح دارد. عشق، ايمان و ... همگي نتيجه معرفت است. قرآن مي‌گويد كه زيان‌كارترين مردم آنها هستند كه در دنيا كارهاي بيهوده انجام مي دهند و مي پندارند كه بهترين كارها را انجام داده‌اند.»


اما هنگامي كه سخنان عبدالكريم سروش پايان يافت، نوبت به طرح سؤالات حضار رسيد. او در پاسخ به سؤالي كه از وي مي‌خواست تا يك بار براي هميشه موضع خود را در قبال دين و دموكراسي صريح بيان كند، يادآور شد: «دموكراسي تنها با يك بازسازي ديني ( آتش بس ميان سياست و دينداري) به وجود مي‌آيد و من از اين بازسازي ديني نااميد نيستم، پس قائل به حركت ديني در جهت تعامل با دموكراسي هستم.»


وي همچنين در پاسخ به سؤالي پيرامون بنيادگرايي ديني تصريح كرد: «بنيادگرايي يعني عدم توجه به تاريخ يك دين و تعصب ورزيدن بر يك تفسير خاص. ما دو اسلام داريم، يكي اسلام معرفتي و ديگري اسلام هويتي . اگر بر اسلام معرفتي تأكيد كنيم، باب تعامل ميان اسلام و غرب گشوده است اما اگر بر اسلام هويتي (يعني هزينه كردن از دين براي شناساندن خود) تكيه نمائيم، در اينجا بحث تحقير ملت‌ها پيش مي‌آيد و حملات انتحاري در تمامي فرهنگ‌ها به خاطر حركت‌هاي «هويت محورانه» است.


سروش در ادامه توضيح داد: « بنيادگرايي عاطفه‌مدار است اما بايد توجه داشت كه يك دين، تاريخ آن دين است و اسلام، تاريخ تفسيرهايي است كه از اسلام شده است. دين يك فرآيند است و در طول سبط تاريخي آن بايد به دنبال سؤالات گشت. اگر رهبران ديني قانع شوند كه معرفت ارحج است نسبت به هويت، آنگاه بنيادگرايي تحت الشعاع قرار مي گيرد.»


آنگاه كه سروش مي‌خواست به جلسه سخنراني پايان دهد، به حاضران يادآوري كرد: « از دل كليساي صلب، متعصب و تاريك قرون وسطايي، براساس يك بازسازي عميق، دموكراسي و علم بيرون آمد، اما اكنون اگر بنشينيم و هيچ گامي برنداريم، اسلام بنيادگرا به ثبت خواهد رسيد كه ريشه در آموزه‌هاي قرآني ما ندارد.» 

منبع سایت دکتر سروش
 


 

 


 
 
 
این هم مطلبی درباره پیامبر رحمت محمد(ص)از وبلاگ دکتر مهاجرانی
 

 

 


 
پیامبر اسلام

تازگی کتابی دیدم در باره ی پیامبر اسلام؛ کتاب در پاسخ به سخنرانی معروف پاپ بندیکت شانزدهم نوشته شده است. نکته قابل تامل شخصیت نویسنده است. نویسنده یک مسیحی ارتدوکس قبطی ست به نام دکتر نبیل لوقا بباوی؛ دکتر بباوی کتاب را عاشقانه نوشته است. عنوان کتاب" عبقریه محمد، بدون تعصب او اغراق" است. انصاف این است که نویسنده اولا به اعتبار مسیحی بودن نمی تواند نسبت به پیامبر اسلام اغراق امیز سخن بگوید. از سوی دگر از اقبال بلندی که دارد اسلام را به خوبی می شناسددکتر بباوی شتابزدگی پاپ را به خوبی نشان داده است. در مورد دیگر کتاب های بباوی جستجو می کردم. دیدم ایشان کتاب های متعددی در باره پیامبر اسلام با رویکرد و انگیزه ی رد شبهات نوشته است. مانند:
تروریسم دستاوردی عیر اسلامی
گسترش اسلام با شمشیر؛ واقعیت یا افترا
زنان پیامبر
محمد و خنجرهای زهر آلوده دشمنان
اسلام و زندگی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگر
پذیرش دیگری در اسلام
جنگ های پیامبر و شبهه غنیمت طلبی
زندگی پیامبر
بدیهی است که دکتر بباوی از تیر تهمت و طعنه به دور نمانده است.همواره کسانی یافت می شوند که انسان های اهل حکمت و انصاف و شجاع را آزار دهند. جرج مصری که از قبطیان متعصب است مقاله ای در رد و نقد بباوی نوشته است، عنوانی که به بباوی داده است، , شایسته ی تامل است: یهودا بباوی اسخریوطی او در وافع تمام خشم خود را با این نام گذاری نثار بباوی کرده است
سال ها پیش وقتی آیه الله بروجردی رییس حوزه علمیه قم و مرجع شاخص تقلید؛ با خبر شد که جرج جرداق کتاب درخشان" امام علی صدای عدالت انسانی" را توشته است برای جرداق هم نامه فرستاد و هم هدیه..؛ در این باره می اندیشیدم که کدام حادثه روح بباوی را
تکان داده است؟ یافتم سال ها پیش بباوی کتاب " عبقریه مسیح" نوشته عقاد را خوانده است کتاب روح او را تکان می دهد
به گمانم مومنان مسلمان و مسیحی و یهودی و زردشتی و بودایی و.. بیش از هر روزکار دیگری می بایست یکدیگر را به درستی بشناسند و این فضای تعصب و خشونت که ناشی از جهالت است , زدوده
شود تمام تاکید بباوی هم همین است که بایست فرهنگ رواداری و گفتگو را جانشین تعصب وقساوت کرد......!